سفرنامه‌ای از یک روز کاری با عشایر قشقایی/ مصیبت‌هایی که از جامعه عشایری کوچ نکرد

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرضا، بهار که به کوه‌ها و دشت‌ها می‌رسد، صدای زنگوله گوسفندان و پایکوبی سم قاطرها و اسب‌ها می‌پیچد در گوش جاده‌ها و کوره‌راه‌ها. چادرهای سیاه در دشت‌ها پهن می‌شوند و بوی هیزم‌ها خبر از آمدن عشایر به ییلاق‌ می‌دهند. کشور ما ایران جز معدود جاهایی از جهان است که هنوز […]


به گزارش خبرگزاری فارس از شهرضا، بهار که به کوه‌ها و دشت‌ها می‌رسد، صدای زنگوله گوسفندان و پایکوبی سم قاطرها و اسب‌ها می‌پیچد در گوش جاده‌ها و کوره‌راه‌ها. چادرهای سیاه در دشت‌ها پهن می‌شوند و بوی هیزم‌ها خبر از آمدن عشایر به ییلاق‌ می‌دهند.

کشور ما ایران جز معدود جاهایی از جهان است که هنوز عشایر در آن زندگی می‌کنند و هنوز زندگی سنتی و عشیره‌ای‌شان با کوچ کردن و چادر زدن در دل طبیعت را ادامه می دهند. زندگی عشیره‌ای که بر صفا و صمیمیت دوستی و صلح و البته سخت‌کوشی و تلاش استوار است. زندگی پاکی که مبتنی بر نزدیکی با طبیعت است. زندگی عشایری و ییلاق و قشلاق، به حرف ساده است، اما در عمل با زحمتی عجین شده که نتیجه‌اش رشد مردمانی سخت‌کوش، معتقد و مهربان است. تصور همراه شدن با آدم‌هایی که ساده و سازمان‌دهی شده سفر می‌کنند تا سیاه‌چادرشان را در دشت و صحرا برپا کنند، تصوری شیرین و هیجان‌انگیز است.

کوچ یعنی حرکت بین قلمرو ییلاق و قشلاق در مسیری به نام «ایل‌راه» برای دستیابی به علوفه تازه، تعلیف دام و حفاظت از احشام در برابر سرما و گرمای شدید. در این اتفاق، نه تنها خانواده که همه احشام و اسباب زندگی هم جا‌به‌جا می‌شوند.

عشایر کوچنده نیمی از سال را در منطقه سردسیر ییلاق و نیمی دیگر را در منطقه گرمسیری قشلاق می‌گذرانند یعنی با سردی هوا آن‌ها در جنوب و با گرمی هوا در شمال هستند. کوچ ییلاق تقریباً اوایل اردیبهشت ماه و کوچ قشلاق اوایل مهر ماه انجام می‌شود. مسیر ییلاق و قشلاق حدود ۴۰۰ کیلومتر است که با ماشین و پیاده طی می‌شود. گوسفندان را با کامیون‌های بزرگ و اسباب خانه را با نیسان و خاور جابه‌جا می‌کنند. پیاده‌ها بین دو ‌هفته تا یک ماه مسیر را طی می‌کنند. کرونا روی کوچ عشایر هم تأثیر گذاشته، امسال کوچ دیرتر انجام ‌شد.

طعم زندگی در مناطق زیبای عشایری

از جمعیت ۵ هزار و ۳۰۰ خانواری عشایر ایل بزرگ قشقایی استان اصفهان حدود ۶۰۰ خانوار عشایر در فصل بهار مهمان شهرستان‌های شهرضا و دهاقان هستند.

به دعوت مجید نادری، رئیس اداره امور عشایر شهرستان شهرضا یک روز را مهمان عشایر دشتک شهرستان دهاقان بودیم و از نزدیک زندگی عشایر سختکوش را درک کردیم.

صبح زود به سمت منطقه عشایرنشین دشتک دهاقان راه افتادیم، بعد از گذر از پستی و بلندی‌های جاده وارد منطقه دشتک شدیم، در هر قسمت از منطقه عشایر اسکان یافته بودند.

در میانه راه رئیس اداره امور عشایر شهرضا می‌گوید: شهرضا و دهاقان با ۶۰۰ خانوار عشایر و حدود ۸۰ هزار دام سبک سالیانه بیش از ۱۰۰ تن پشم تولید می‌کنند، آب‌رسانی سیار به عشایر، تیغ‌زنی و مرمت جاده‌های عشایری، احداث و بازگشایی جاده‌ها، تحویل تانکرهای بهداشتی، پکیج خورشیدی، لوله آب شرب و کشاورزی، ساخت مخازن آب از جمله اقدامات امور عشایر برای این قشر زحمتکش است.

وی در راه از سختی عشایر برای آمدن به ییلاق می‌گوید که در گذشته از  قشلاق تا ییلاق میان‌بند وجود داشته است و فاصله قشلاق تا ییلاق به هزار کیلومتر هم می‌رسیده است، میان‌بند مسیری بین شیراز تا مرز اصفهان بوده تا عشایر مسیر ۵۰ روزه خود را که با پای پیاده به همراه گوسفندان می‌آمدند، اتراق کنند؛ میان بند از لحاظ اقیلمی آب و هوای متعادلی داشته است و به مرور زمان به تصرف روستائیان و شهرنشینان در می‌آید.

نادری ادامه می‌دهد که مردم اعتراض می‌کنند که چرا عشایر در جاده‌ می‌آیند این امر به دلیل گرفتن میان‌بندها است و عشایر مجبور هستند از جاده آسفالت بیایند و سبب می‌شود که تصادف کنند و گوسفندان‌شان تلف شود، اگر از مراتع هم بروند با اعتراض روستائیان روبه رو می‌شوند؛ زیر گرفتن دام‌ها و گاهی خود عشایر توسط خودروها در این جاده‌ها و سوء استفاده سارقان از عشایر در این مسیرها بخش دیگری از مصیبت‌های عشایر در کوچ است تا به ییلاق برسند هزار مشکل را پشت سر می‌گذارند.

وقتی کرایه ۳ میلیون تومانی از عشایر ۱۰ میلیون تومان گرفته می‌شود

رئیس اداره امور عشایر یک ماهی که عشایر طی می‌کنند تا به ییلاق برسند را یک عذاب برای عشایر توصیف می‌کند و گفت: مکاتبه بسیاری کردیم و این مسأله را گوشزد کرده‌ایم اما هنوز رسیدگی نشده است، حدود ۲۰ سال است که میان‌بندها را از عشایر گرفته‌اند.

وی اشاره دیگری به مشکلات عشایر دارد از دردسرهای حمل گوسفند به منطقه ییلاق و قشلاق می‌گوید که ماشین‌هایی که یک سر خالی می‌روند و گوسفند می‌آورند و طرف‌شان عشایر مظلوم هستند، هر قیمتی بگویند عشایر مجبور هستند، پرداخت کنند کرایه ۳ میلیون تومانی را ۱۰ میلیون تومان می‌گیرند تا گوسفندان را از گرمسیر به اینجا بیاوردند و هنگام بازگشت هم دوباره باید ۱۰ میلیون تومان بدهند.

نادری اعتقاد دارد هزینه‌های بالای جابه‌جایی دام سبب می‌شود که سال به سال گله کوچک‌تر شود و عشایر هم حذف شوند و در حاشیه شهرها اسکان پیدا کنند که تبعات اجتماعی دارد چرا که کسی که در میان طبیعت زندگی کرده است وقتی امکانات را می بیند از همه لحاظ بر او تأثیر می‌گذارد.

رئیس اداره امور عشایر شهرضا اعتقاد دارد که در چند سال گذشته سطح سواد عشایر بسیار بالا رفته است و به عنوان مثال تنها از یک خانواده عشایری ۳ دختر آن لیسانس دارند و خانواده‌ای دیگر همه فرزندانش تا مقطع دکترا تحصیل کرده‌اند و حتی در میان آن‌ها هم استاد دانشگاه هم است.

بالاخره پس از عبور از جاده‌های ناهموار و مناظر دیدنی و سرسبز که با چادرهای عشایر و دام‌شان تزئین شده بود به خانه معتمد عشایر محمد محمدزاده و همسرش بی‌بی ناز بهروزی رسیدیم. رئیس اداره امور عشایر وی را کدخدا صدا می‌زند.

زندگی بدون یخچال، کابینت، کمد

به استقبال‌مان آمدند صفا و صمیمیت و مهمان‌نوازی‌شان مشهود بود ما را به داخل اتاق برای استراحت و صرف چای دعوت کردند. اتاقی با قالی‌های دستباف که بافته دست خودشان بود بدون وسایل امروزی، ساده و بی‌آلایش.

سبک زندگی‌شان شنیدنی است، در زمان پر آبی، آب آشامیدنی در ییلاق همان آب چشمه‌هاست که از کوهستان‌ها و مناطق برف‌خیز جاری می‌شود. اما چند سالی است که عشایر با خشکسالی شدید روبه رو هستند، در این منطقه آب با تانکر‌های امور عشایر روزانه به ایل می‌رسد. یخچال‌شان مشک‌هایی از پوست بز است که برای نگهداری آب، روغن و لبنیات استفاده می‌شود. مشک‌ها که پرآب باشند، مواد خوراکی را برای خنک ماندن در کنارشان می‌گذارند. آب را می‌جوشانند و در چادری حمام می‌کنند. تلویزیون، کابینت و کمدی ندارند.

نادری با اشاره به اهدای پکیج‌های خورشیدی به عشایر گفت: پنل‌های خورشیدی را برای روشنایی، شارژ وسایل الکتریکی در بین عشایر توزیع کرده‌ایم.

روایت مهمان‌نوازی عشایر بدون هماهنگی قبلی

رئیس اداره امور عشایر شهرضا از مهمان‌نوازی آن‌ها خاطره‌ای تعریف می‌کند که همراه با هلال احمر و کمیته امداد و چند اداره دیگر برای غربالگری عشایر به این منطقه می‌آیند، موقع ظهر در زمان ناهار به صورت سرزده به خانه این دو نفر آمدند، بدون اینکه از قبل اطلاع داشته باشند به اندازه ۱۳ نفر گوشت پخته بود.

به سراغ زهرا دختر خانواده رفتم از او خواستم خود را معرفی کند بسیار خوشرو و خوش برخورد است و با خنده می‌گوید زهرا محمدی‌زاده ۳۸ سالم است، سه تا بچه و لیسانس حقوق دارم و یک سال با شوهرم عشایری کردیم و چون دخل و خرج با هم نمی‌خواند دام‌هایمان را فروختیم و در حال حاضر به کمک پدر و مادرم برای پشم‌چینی گوسفندان آمدم.

زهرا می‌گوید، نخ را خودم رنگ می‌کنم و قالی‌ و گلیم برای خودم می‌بافم باید روزگار را چرخاند.

او همراه دیگر همسایه‌ها به پشم‌چینی گوسفندانش مشغول شد و حتی یکی از دختران کوچکش هم همراه مادر شده است.

عشایر پشم می‌چینند و شیر می‌دوشند و جاجیم می‌بافند، روغن می‌گیرند و ماست می‌زنند، مهمان‌نوازند و سنت‌ها را گرامی می‌دارند، موی بز می‌ریسند و در سیاه چادرهایشان می‌آسایند.

گزاف نیست اگر بگوییم دنیای پیشرفته ماشینی امروز برای خوردن یک نان و ماست در چادر عشایر و روی گلیم دست‌بافت قرمز رنگ و در کنار بره تازه متولد شده که بر سرش دستی بکشند، حاضرند بهای گزافی بپردازند.

یک صبح تا شب عشایر چطور می‌گذرد؟

شاید برای شما هم این سؤال پیش بیاید که یک صبح تا شب عشایر چطور می‌گذرد؟ محمدی‌زاده،کدخدای دشتک  درباره کار‌های روزانه عشایر می‌گوید: کار‌ها تقسیم‌بندی شده است، عشایر با صدای خروس پیش از طلوع آفتاب از خواب بیدار می‌شوند. مرد به‌دنبال گوسفندان راه قله‌های بلند را در پیش می‌گیرد، ظهر برای شیردوشی و استراحت به خانه برمی‌گردد، دوباره گوسفند‌ها را تا غروب به کوه می‌برد. گاهی برای خرید ضروریات به شهر می‌رود و پشم‌چینی و موچینی می‌کند.

 آن‌چه در زندگی عشایری انکارناپذیر است حضور و تلاش زنان دوشادوش مردان در وظایف کوچ‌نشینی است از تولید و بافت سیاه‌چادر،  قالی، گلیم، گبه، جاجیم و نخ‌ریسی گرفته تا فراوری لبنیات، پخت نان و در نهایت بچه‌داری و مدیریت دارایی خانواده.

عشایر هم سراغ واکسن کرونا را می‌گیرند

تا آماده شدن ناهار چرخی در اطراف زدیم به سراغ یکی دیگر از خانوارهای عشایری با فامیل قبادپور زدیم، مرد خانواده نبود اما زن خانه با خوشرویی به سراغ‌مان می‌آید و دعوت‌ به صرف چای می‌کند، می‌گوید از گچساران به اینجا آمده‌اند از نخریدن دام‌هایشان برایم گلایه می‌کند و از زحمات رئیس اداره امور عشایر شهرضا بسیار تقدیر می‌کند، می‌گوید که خیلی هوای عشایر را دارد. موقع رفتن به رسم مهمان‌نوازی مقداری آویشن گرمسیری و کشکی که خود درست کرده است را به ما می‌دهد در زمان رفتن مرد خانواده از راه می‌رسد و اصرار می‌کند که برای ناهار بمانیم. او سراغ واکسن کرونا برای عشایر را می‌گیرد و گفت پس کی به ما واکسن کرونا زده می‌شود.

بعد از خانواده قبادپور به سراغ خانواده دیگری رفتیم زن خانه که بانویی زحمتکش بود به پیشواز آمد او هم اصرار می‌کند که روز را در آنجا بگذرانیم، او هم کشکی که تازه درست کرده بود پیشکش می‌کند و می‌گوید دوست دارم برای اولین بار اینجا آمده‌اید از شما پذیرایی کنم.

برمی‌گردیم به خانه کدخدا و بی‌بی ناز سفره ناهار را پهن کرده بودند و منتظر ما بودند. کدخدا از زندگی عشایری و از ازدواجش برایمان گفت که در نوجوانی با همسرش بی‌بی‌ناز که ۹ ساله بوده، ازدواج می‌کنند و ثمره این ازدواج ۷ دختر و یک پسر می‌شود که همه آن‌ها ازدواج کرده‌اند.

کدخدا می‌گوید اینجا تلفن خط نمی‌دهد و اگر کار ضروری داشتیم باید سر کوه برویم و تماس بگیریم.

ساعت ۴ بعد از ظهر است و باید برگشت اما کدخدا اصرار دارد که شب را هم بمانیم، خداحافظی می‌کنیم و در میانه راه به یک سیاه چادر سر می‌زنیم.

سیاه‌چادر عشایر در ندارد

سیاه‌چادر یا همان خانه عشایری، ویژگی‌هایی دارد که کمتر درباره‌اش صحبت شده است. نادری در این باره می‌گوید: سیاه چادر یا به ترکی «قره‌چادر» را از موی بز می‌بافند که ضدآب، ضد رطوبت، در تابستان خنک و در زمستان گرم است. این چادر‌ها در اندازه‌های ۴ تا ۱۲‌ متری و همه مصالحش دست‌ساز و از دل طبیعت است. از بخش‌های سقف، «گرمن» اطراف چادر، تیرک‌ها، میخ‌های بلند چوبی، میخ‌های کوچک چوبی به نام «شیش» و «چیق» در اطراف پایین چادر برای محدودیت دید بیرونی و محافظت از باران و سرماست. در بهار و تابستان تیرک‌ها را در اطراف چادر قرار می‌دهند تا سقف صاف و به‌شکل مستطیل باشد و در زمستان پایه‌ها در وسط به‌حالت شیروانی است تا آب داخل چادر نشود. لوازم زندگی را در جوال‌ها و خورجین‌ها می‌چینند. چادر‌ها بدون در هستند به این معنی که آن‌ها همیشه پذیرای مهمان آشنا و رهگذر غریبه و خسته هستند.

مسوؤلان باید از نزدیک مشکلات زندگی عشایر را لمس کنند

در راه آمدن به این فکر می‌کنم که چقدر عشایر زحمت می‌کشند، تنها سر پناه این انسان‌ها چیزی است به نام سیاه چادر و یا اتاقکی سیمانی که آن‌ها را از گزند گرما و باران‌های تگرگی نجات می‌دهد.

طبیعت بزرگترین معلم این نوع از مردمان است و هر روز هم نوای کوهساران و آبشاران به این مردمان ساده اما غیور درس زندگی، شجاعت و قانع بودن می‌دهد.

عشایر نقش ارزنده‌ای در کشور بر عهده دارند.اگر چه بعد از انقلاب و با توجه به اینکه این قشر قبل از انقلاب اسلامی مورد بی‌توجهی کامل قرار داشته‌اند به آنان توجه خوبی شده است؛ اما هنوز این توجه به واسطه محرومیت‌های بسیاری که در دوران طاغوت گریبانگیر آن‌ها شده، نتوانسته نیازهای آن‌ها را به خوبی پوشش دهد.

عشایر کشور در طول سال‌های اخیر با وجود مشکلات فراوانی که با آن مواجه بوده‌اند، سهم‌شان را همچنان در تولید و اقتصاد و امنیت کشور حفظ کرده و همیشه در مواقع نیاز، پای کار آمده‌ و در عمل حرف‌هایشان را ثابت کرده‌‌اند. اما در طول این سال‌ها مشکلات گوناگون مانند نبود حمایت از محصولات تولیدی، کوتاه کردن دست دلالان، خشکسالی‌ها، کمبود علوفه برای دام، بیماری‌های دامی، نبود راه مناسب، کمبود نیازهای دارویی، درمانی و بهداشتی، رمق آن‌ها را گرفته به گونه‌ای که بحث مهاجرت به شهرها نیز به تهدیدی جدی تبدیل شده است.

یکی از راهکارهای اساسی برای رفع مشکلات آنان برطبق آیین‌نامه ساماندهی عشایر، عمل کردن دستگاه‌ها به وظایف قانونی خود است. آنچه که به نظر می‌آید نشان دهنده این نکته است که در مسأله عشایر به غیر از اداره امور عشایر کمتر مسؤولی به فکر حداقل انجام وظیفه قانونی و نه وظیفه انسانی خود است.

زندگی عشایر مملو از کار و تلاش، تولید، صداقت، صمیمیت، سادگی، وطن پرستی و تمام صفات و اعمال نیکویی است که امروزه نیاز اصلی یک جامعه برای توسعه و تعالی در ابعاد مختلف است.

آن‌ها بهترین الگو برای تولید ملی هستند. کسانی که نه تنها خوراک و پوشاک و سایر مایحتاج خود را بلکه نیازمندی‌های جامعه روستایی و شهری را نیز بدون هیچ چشمداشتی تهیه می‌کنند.

به فرموده امام راحل(ره) «عشایر ذخایر انقلابند» و باید از این ذخایر بی‌ادعا مراقبت کرد. عشایری که در جوار مرزها به همراه نیروهای نظامی و مرزبانی و امنیتی امنیت و آرامش را برای ساکنان شهری به ارمغان می‌آورند و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای شناساندن ابعاد مختلف زندگی ایلات، عشایر و اقوام ایرانی به اشکال موزه‌ای – یادمانی و یا زنده و نمایشگاهی، برگزاری جشنواره فرهنگی، آئینی مرسوم عشایر، نمایشگاه هنر و صنایع دستی و محصولات تولیدی عشایری و معرفی خدمات و مفاخر عشایر و ایجاد محیط و فضای مناسب برای گردهمایی‌های تخصصی، انجام مطالعات و پژوهش‌های تاریخی، فرهنگ شناسی، مردم شناسی و جامعه‌شناسی ایلات و عشایر و اقوام از طرق ایجاد بانک اطلاعات تمرکز اسناد و مدارک و منابع و ماخذ ، فراهم آوردن زمینه عرضه و فروش انواع تولیدات و آفرینش‌های هنری عشایر و ایجاد زیرساخت، راه‌های ارتباطی می‌تواند تا حدود زیادی به بهبود وضعیت آن‌ها کمک کند.

انتهای پیام/۶۳۱۰۱/ج۳۰/




Source link